مصاحبه با شاعر افغانی مقیم هلند – حمیرا نکهت
اگر تنها به امید پریزدنت بشویم
حمیرا نکهت (دستگیرزاده) از شاعران موفق و مشهور افغان است، که در حال حاضر در کشور هلند زندگی میکند. چندی قبل خانم نکهت به دوشنبه سفر داشت. ضمن این سفر صحبتی داشتیم با ایشان، که فشرده آن را منظور شما میگردانیم.
-خانم نکهت، ابتدا میخواستم چند جمله در باره خود بگویید، تا خواننده ما، که دوستدار شعر ناب است، شما و شعر شمارا شناخته باشد
– من حمیرا نکهت دستگیرزاده هستم. 16 می سال 1960 (1339) در کابل افغانستان تولد شدهام. پدر و مادرم اصلاً زادگان هراتند. بنده نخستین فرزند از هفت فرزندی هستم، که آمدهاند، تا عاشق پدر و مادری شوند، که فرزندانشان را هیچ نیاموختهاند، جز عشق. پدر و مادری، که عشق را از «مثنوی»، مروت را از حافظ و مدارارا از سعدی آموختهاند. پدرم، گرچندی افسر نظامی بودند، علاقهمندی زیاد به ادبیات داشتند، مادرم هم یکی از دانندگان خوب آثار کلاسیک به حساب میرفتند. من ابتدا دانشکده علوم سیاسی را ختم کردم و دکتری را در رشتة ادبیات گرفتم. از زمان دانشجویی، با رادیو و تلویزیون افغانستان همکاری را به راه مانده، مدتی در این ساحه فعالیت کردم. بعداً، به هلند، مهاجرت کرده، در حال حاضر در دانشکده روزنامنهنگاری هلند کار و فعالیت میکنم. شعرنویسی را بروقت آغاز کرده، تا حال 11 مجموعه شعر چاپ کردم
-شما بار اول به تاجیکستان آمدید؟
-نه، من از سال 1989 تا 1991 سالی یکی دو بار میآمدم
-از آن سالها تا به امروز تاجیکستان چه قدر تغییر یافته است؟
-این از آن وابسته است، که آدم از کدام زاویه نظر میکند. مردم تاجیک حالا هم خونگرم و صمیمی و مهماندوستند. سالهای پیش، وقتی میآمدیم، مقایسه میکردیم، که وضع روزنامه نگاری تاجیک چه گونه است، تا کجا روزنامه نگاران تاجیک آزادی دارند؟ یا زبان فارسی تاجیکستان از فارسی افغانستان چه فرق دارد؟ نکتة دیگر، شهر دوشنبه است، که به کلی تغییر یافته است. پیشتر یگانه هتل (مهمانخانه) مشهور این هتل «انتوریست»، حاضره مهمانخانه «تاجیکستان» بود و مکان پرآدمترین شهر س و م (فروشگاه مرکزی). اما حالا، اگر مرا 20 متر دورتر از مهمانخانه «تاجیکستان» از ماشین پیاده کنید، آن را پیدا نمیکنم، زیرا میان بناهای بلندآشیانه و زیبا، به نظر نمینماید. س و م آن زمان پرآدم و پرغلاغله یک مغازة عادی شهر شده است. شهر بسیار تمیز و آزاده، مردم خیلی فرهنگی شدهاند. من خرسندم، که تاجیکستان جانب روشنایی حرکت میکند. این تحولات زیاد امیدوارکننده است
-شما از ادبیات تاجیک آگاهی دارید؟ عموماً، ادبیات تاجیک در جهان فارسیزبان تا کجا معروفیت دارد؟
-من، که شاعر و دکتر ادبیات هستم، به هر وسیله به ادبیات تاجیک شناس گردیدهام. اما خوانندة فارسیزبان، متاسفانه، از ایجادیات شعرای تاجیک بهرهور نیستند و مشکل اساسی هم خط است. بعداً، خود تاجیکان کوشش نمیکنند، که آثارشان به خط فارسی برگردان شده، دسترس شود. اعتماد دارم، اگر کتابهای استاد میرزا تورسونزاده، مؤمن قناعت، لایق شیرعلی، بازار صابر، گلرخسار و فرزانه هر چه بیشتر بازگردان و تبلیغ شود، در افغانستان و ایران محبوبیت زیادی پیدا میکند، زیرا فرهنگ و معنویات ما، که مشترَک است، جوهر شعرمان هم همسان است. ما امروز با تقاضای زمان در مرزهای گوناگون به سر میبریم، اما شعر و ادبیات و فرهنگمان باید مشترَک باشد
-مشترَک بودن در اساس همکاریها میشود. همکاری های فرهنگی ما امروز در کدام سطح قرار دارد؟
-به سؤال شما چنین پاسخ میدهم. جدا کردن ما در عصرهای گذشته لایحة کلان ابرقدرتها بود. افغانستانی وجود نداشت، تاجیکستانی در تاریخ نبود، ما همهامان یک منطقه و یک دولت بزرگ بودیم. اما این تقسیمات و جدایاندازی به ما تاثیر جدی رسانید. تا همین درجه، که امروز وقتی میگوییم شعر فارسی، باید مشخص کنیم، که از کجا، فارسی ایران، افغانستان یا تاجیکستان. این مسئله را انگلیسها و عربها حل کردهاند. چیز دیگر، این هویت سازی در مرزهامان است. ایران میخواهد، که همة فرهنگ ایرانی را تصرف کند و هر چیزی از ایران بزرگ بود، مال خود داند. وقتی من ایران میگویم، چیز دیگررا در نظر دارم. این هویت سازی در افغانستان و تاجیکستان هم هست، که درست نیست و به جوهر ما لطمه میزند. ما وقتی در باره ملت فکر میکنیم، سرحد وسیعتر از مرز دولتی مان را در نظر گیریم. تعداد از تاجیکان در خیتای و ازبکستان و قرقیزستان افتادهاند یا ایرانیان در اروپا پهن شدهاند. باید روابط فرهنگی ما به همه اینها یکسان باشد. ما باید برای دست یافتن به فرهنگ قوی تلاش بکنیم. فرهنگ قوی این داشتههای مدنیست. یعنی، شما در طول تاریخ چه دستاوردها دارید و چه دستاوردی برای بشریت دادید؟ این است، نکتة مهم فرهنگ قوی. فرهنگ باید تظاهر داشته باشد و تظاهر فرهنگ شعر است، ادب است، علم است، صنعت است
-شما نوروز گذشته در انجمن بینالمللی ادیبان حوزه نوروز شرکت کردید. در این جشنواره ادیبان فارسیزبان تمام دنیا شرکت ورزیدند. هدف از برگزاری این انجمن هم در اصل برقرار کردن ارتباط بود. آیا این ثمر میآورد؟
-اگر این به یک سیستم یا نظام معین درآورده شود، آری. اما اگر تنها به امید رئیس جمهور تاجیکستان امامعلی رحمان شویم، که کی باز مارا دعوت میکند، محال است، که این ثمر آرد. عمل پریزدنت تاجیکستان بسیار کار خیر و سروقتیست. او با گذراندن این انجمن رشتههای ارتباط مارا بست، اکنون تا کجا آن بارور میشود و ثمر میآرد به ما وابستگی دارد. اینجا میخواهم از مناسبت پریزدنت شما با اهل ادب مخصوص یادآور شوم. او همه شاعران شما را نام به نام میشناسد و میداند. این سزاوار تحسین و آفرین است
-تشکر به شما برای یک صحبت بسیار صمیمی
مصاحب عادل ناظر
***
همزبان
مهمان یادهای تویم در دوام شب
بسیار همزبان تویم من به کام شب
در بامداد خاطرههایم تو روشنی
هرچند در حصار شبم در کنام شب
باغی کنار خانه پاییز ساختم
بالید در مسیر خیال و مرام شب
آیینهها برابر چشم تو مینهم
خورشید میشوم به سپاه و قیام شب
یک مشت آب بر رخ امید میزنم
آزاد تا شود ز مدار و زمام شب
بر واژههای تازة من ناز میکند
دامن فشانده یأس به دور کلام شب
خورشیدوارهایم رها از سپیدهها
صبحی تنیدهایم ولی دور نام شب
دستی گشادهایم ولی بهر التماس
چشمی گشادهایم ولی بر نظام شب
***
راز
در ابتدای چشم تو پرواز میشوم
هر صبح از سلام تو آغاز میشوم
یک عمر در سکوت تو در بند ماندهام
یک روز از تمام تنت باز میشوم
بر دورههای تازه این ساعت غریب
در یادهای سبز تو تکتاز میشوم.
از شوقهای خسته دیروزها دریغ
با حسرت همیشگی انباز میشوم
یک ابر در بهار دلم بغض بودهام
صد رعد در خزان خود آواز میشوم
بیگانگی از آتش پرهیزها نبود
کاین سان درون هستی خود راز میشوم
راز نیازهای نهان نگفتهها
راز غمین فلسفه ناز میشوم
یک روز از صدای تو آواره گشتهام
عمریست با نیاز تو دمساز میشوم
هر روز با سلام تو، اینک، همیشهها
با یک امید تازه سرآغاز میشوم
Pressa.tj Бохабар аз гапи ҷаҳон бош!
Моро пайгири намоед Telegram, Facebook, Instagram, YouTube

Шарҳ